مردی از جنس زمان

چند روز پیش سالگرد درگذشت مردی بزرگ از شهر ما بود. مردی که تا آنجا که
می دانمهم انسانی وارسته و خداشناس بود و هم معلمی بزرگ و دوست داشتنی.
خیلی ها او را می شناختند و از او حرفها و خاطره ها دارند. و من می خواهم چهره
معلمی او را منعکس کنم.
کلاس دوم دبیرستان بودم. دبیرستان علویه ؛ و مرحوم جلال آتشی دبیر معارف
اسلامی.
آنچه از ایشان به یادم است ، چهره بشاش و خندان ایشان بود در لحظه ورود به
کلاس و تا انتهای درس و زنگ تفریح. هرگز اخم او را ندیدیم . با چنان روحیه شاد و با
نشاطی وارد کلاس می شد و تدریس می کرد که هرگز متوجه نمی شدیم نود دقیقه
است سر کلاسیم .خار خاره های معمول دانش اموزان که کی زنگ
می زنند و کاش زودتر تمامش کند و... جایی در ذهن و دلمان نداشت.
تازه کتابهای معارف عوض شده بود و اثبات وجود خداوند با انواع و اقسام برهانهای
عقلی و نقلی ... و می دانید که این مباحث برای نوجوان چهارده پانزده ساله
هم سختند و هم خسته کننده. اما این انسان شریف چنان با خوشرویی و بازیگری و
شوخ طبعی ملیح خاص خودش مباحث دشوار را برای ما روشن می کرد که شیفته
آن می شدیم. جالب تر از همه اینکه هرگز کتابمان سر کلاس باز نمی شد. فقط در
انتهای کلاس می گفت :" تا صفحه فلان درس دادم. "
فصل امتحانهای نوبت اول شد. تازه کتاب دینی مان را باز کردیم که بخوانیم. هیچ
نیازی به خواندن نبود. هیچ نکته مبهمی نبود. هیچ مطلبی نبود که یادمان رفته باشد
و بخواهیم بخوانیم تا یادمان بیاید. همه مطالب و مفاهیم کتاب را بلد بودیم. به قول
بچه ها مثل آب خوردن. کتاب همه مان همچنان نو ودست نخورده باقی ماند بدون آن
که زیر جمله ای خط بکشیم و نکته ای یا سوالی گوشه صفحاتش یاد داشت کنیم
و با همه اینها کمترین نمره کلاس هفده بود.
روزی کمی دیر به کلاس آمد. همه منظر نشسته بودیم . با عجله وارد شد و سلام
کرد و بلافاصله گفت : باسمه تعالی " ( که در س را شروع کند ) . یکی از بچه های
شیطون و شلوغ کلاس بلافاصله پرسید :" کجا بودی تا حالا ؟" و اقای آتشی با
لبخند بلا فاصله گفت :" کلاس بالا بودم والا ." همه خندیدیم و آماده شدیم برای
درس جدید.
معلمی بزرگ و انسانی شریف بود.معلمی که حقی بزرگ بر همه ما جهرمی ها
دارد. به تمام معنی وارسته از تعلقان دنیوی و دلبسته به ارزشهایی که فقط در عالم
بالا ارج و ارزشش عیان است.
خدایش رحمت کند .









به وبلاگ خودتون خوش اومدین. من دبیرادبیات دوره راهنمایی هستم.چقدر خوبه که میتونم از طریق وبلاگ دوستای خوب ونازنین پیدا کنم.